راى دادن آموزش آموزشی درباره تحقیقات

راى دادن: آموزش آموزشی درباره تحقیقات مسئولان کمیسیون اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار ورزشی و نتایج مسابقات من کپی کی‌روش‌ام! / شرح حال شیخنا و مولانا علیمنصور

حسام حیدری در مطلب طنزی با عنوان «ذکر شیخنا و مولانا علیرضا منصوریان (انار ا… برهانه)» در روزنامه قانون نوشت:

من کپی کی‌روش‌ام! / شرح حال شیخنا و مولانا علیمنصور

شرح حال شیخنا و مولانا علیمنصور: من کپی کی روش ام!

عبارات مهم : زاویه

حسام حیدری در مطلب طنزی با عنوان «ذکر شیخنا و مولانا علیرضا منصوریان (انار ا… برهانه)» در روزنامه قانون نوشت:

من کپی کی‌روش‌ام! / شرح حال شیخنا و مولانا علیمنصور

آن فوتبالیست توانا، آن بازیکن سن پائولی و اشکودا، آن چون موج خروشان، آن درخشانِ آبی پوشان، آن رستوان هایش مشهور، آن معروف به علیمنصور، آن پدر شوآف ورزشی، آن سلطان حرکات انگیزشی، آن که با او آرزوهای طرفداران نقش بر آبه، آن که به او افتاده دسته خرابه، آن سوژه عکاسان و روزنامه نگاران، آن مورد اصابت سنگ طرفداران، آن مبدع اصطلاحات عجیب، آن ارنج کننده ترکیبات غریب، آن کارد را رسانده به استخوان، شیر ژیان، شیخنا و مولانا علیرضا منصوریان (لاینصرف من الکوچ حتی به زور) از شباب مربیان بود و بازیگری جهت دوربین نیکو می دانست و رمی هشت گیگ و پردازشی عظیم داشت و او را تصانیف و کلماتی والا است و حضور یوردانسکو دیده و کافی خورده اوست و ابولفرشینگش گویند که افضل القاب است.

در ابتدای کار او آورده اند که فست فود نامبر تن داشت و بیشترِ اعظمِ وقتش را در فضای بیزینسی خودش پردازش می کرد و چیکن پاپ کورن نیکو می ساخت و استریپس اسپایسی می کرد. و مریدان می خوردند و نعره ها می زدند از منزلت و فلفلی که غذاهایش داشت. در خبر است که ابتدای توبه او آن بود که مغرضانی او را گفتند به زیدان مانی و او فکر کرد که گویند: «در مربیگری به زیدان مانی» و به فوتبال بازگشت و مربی شد.

حسام حیدری در مطلب طنزی با عنوان «ذکر شیخنا و مولانا علیرضا منصوریان (انار ا… برهانه)» در روزنامه قانون نوشت:

پس چون مربی شد او را گفتند: «در طریق قهرمانی چندین منزل است؟» گفت: «اول فرشینگ و دیوم بازی مالکانه و سیوم سخت بباز بودن و چهارم امتیاز خوب برداشتن و پنجم خریدهای شیک و جنتلمن کردن و …» و همین طور می گفت الی غیر النهایه.

نقل است که در مربیگری روشی غریب داشت و در پندارتایم، بمب می ترکاند و دستوراتش را با حرکات بدن جهت بازیکنان ارسال می کرد و چون گل می خورد، دست مربی حریف را می گرفت و رمانتیک بازی در می آورد و سنگی که طرفداران برایش پرت می کردند، می بوسید و روی سر می گذاشت. بعد چون بازی به آخر می رسید، «گلچین شو تازه منصوریان» در مترو فروش می رفت و مریدان حرکاتش می دیدند و پیراهن ها چاک می کردند.

نقل است که به تنهایی سرانه مطالعه در کشور عزیزمان ایران را زیاد کردن داده بود و تحقیقات بسیار داشت و روی دفاع یوونتوس مطالعه می کرد و پرسشها سخت را پردازش می کرد. در خبر است چون به همایش عالی ترین مربیان آسیا دعوت شد، او را گفتند: «موضوع صحبت ات چیست؟» گفت: «راهکارهایی جهت بازپروری تیم بعد از باخت» چون این شنیدند، سریع همایش تعطیل کردند و برایش بلیت گرفتند و بازش گرداند. اعلی ا… مقامه.

من کپی کی‌روش‌ام! / شرح حال شیخنا و مولانا علیمنصور

نقل است که ول نکن بود و چون به تیمی وارد می شد، دیگر بیرون نمی رفت و استعفا دادن بلد نبود و بعد از باخت مدام مهلت می گرفت و در این کار توانا بود. چندان که مریدان چون صاحب منزل خواست بیرون ارزش کردن، پیش علیمنصور می رفتند و او از صاحبخانه جهت ارزش مهلت می گرفت و این از کراماتش بود.

در خبر است که جهت فرار از بحران راهکارهای فراوان داشت و مریدان به سراغش می رفتند و مشاوره می گرفتند. مریدی از باب مشورت او را پرسید: «با همسرم اختلاف دارم و او طلاق می خواهد و توان پرداخت مهریه ندارم چه کنم؟» علیمنصور تاملی کرد و گفت: «رحمتی رو اخراج کن» دیگری گفت: «از کار اخراج شده است ام و پول ندارم و طلبکارها به دنبالم هستند. چه کنم؟» گفت: «رحمتی و جباری رو با هم اخراج کن… چند روز صبر کن اگه باز تو صدر خبرها بودی چینی و دستیارات هم اخراج کن».

حسام حیدری در مطلب طنزی با عنوان «ذکر شیخنا و مولانا علیرضا منصوریان (انار ا… برهانه)» در روزنامه قانون نوشت:

و او را کلمات عالی هست. می گفت: «بر خلاف میل باطنی ام باختیم» و می گفت: «کسانی که زاویه داشته اند، با خودشان هم زاویه داشته اند و فقط من بودم که با هیچ کسی زاویه نداشتم» و می گفت: «من کپی پیست کی روش ام» و حقا که نیکو می گفت.

نقل است که چون وقت وفاتش نزدیک شد و قابض الروح به سراغش رفت، سریع ژست گرفت و دست بر سر گذاشت و حرکات عجیب و غریب از خودش در آورد و روی زمین نشست. قابض الروح گفت: «چه می کنی؟ و ماذا فازا؟» علیمنصور گفت: «مگه عکاس نیستی تو؟» قابض گفت: «چرا عکاسم… بیا بریم ازت تصویر پروفایلی بگیرم» و او را با خود برد.

من کپی کی‌روش‌ام! / شرح حال شیخنا و مولانا علیمنصور

چند روز بعد او را دیدند در جایی نشسته بود و فرشینگ می کرد. گفتند: «مگر قابض الروح تو را نبرد؟» گفت: «فضا یه طوری بود که من فضای رفتن رو پردازش نکرده بودم… فعلا استپ کردیم و گفتم رحمتی رو ببره… منم تا داربی مهلت گرفتم». رحمه ا… علیه.

واژه های کلیدی: زاویه | مولانا | طرفداران | اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs